عبدالله مستوفى
65
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
ببعد موقع پيدا ميكنم كه جزئيات آن وقايع را هم تا حدى كه در خور اين شرححال است تشريح كنم . بنائى جديد در خانهء ما زمستان سال 1316 گذشت . در عائدى شخصى من و برادرم در چهار پنج سال اخير تفاوتهائى حاصل شده بود . در سال آخر سلطنت ناصر الدين شاه عريضهاى بشاه عرض كرده صاف و پوست كنده نوشته بوديم كه هنگام مردن پدرمان طفل بوديم ، از شغل پدر بىنصيب و از مواجب او بواسطهء زيادى بازماندگان سهم كافى بما نرسيد و استدعا كرده بوديم بهر نفر سيصد تومان اضافه مواجب مرحمت شود . شاه هم خطاب بصدر اعظم دستخط كرده بود « از محل بيضرر بطوريكه عرض كردهاند ، اضافه مواجب در حق آنها برقرار كنيد . » مظفر الدين شاه كه آمد ، عريضه بشاه سابق را تذكر داده ، يك دستخط هم از اين شاه به همين مضمون صادر شد . صدر اعظم بوزير دفتر امر اجرا داد ، قوم و خويشهاى ما هم همه مستوفى بودند ، مبلغ را تقسيم و پابرجا كردند و از سال 1315 هريك سيصد تومان بر عايدى خود افزوديم ، اگرچه خرج ما روزبروز زيادتر ميشد ولى عايدى ما هم زيادتر شده بود زيرا قيمت گندم از سه تومان و نيم سال فوت پدرم به پنج تومان و از 1316 ببعد بده و پانزده تومان ترقى كرده بود . پس ما ميتوانستيم قدرى گشادبازى كنيم و تعميرى از خانهء كهنهء خودمان بنمائيم كه تا اندازهاى همرنگ جماعت شويم . اين بنائى را در همان حياط مسكونى آقا ميرزا رضا كه سمت مغرب آن را در 1302 پدرم از همسايه خريدارى كرده و ساخته بود ، شروع كرديم . به اين معنى كه بنيان سه اطاق و چهار راهرو و صندوقخانهء سمت مغرب سابق را با زيرزمينها نگاهداشتيم . صندوقخانهء اطاق وسط را جزو اطاق كرده ، يك اطاق بزرگى به طول هشت ذرع و نيم و عرض چهار ذرع و يك چارك دست و پا شد . يك راهرو ديگر را وصل بيك اطاق چهار ذرع در سه ذرع كرده و اطاقى به طول پنج ذرع و عرض چهار ذرع از آن حاصل گرديد . يك صندوقخانه و يك راهرو كه در سر و ته عمارت بود ، به دو واهرو و مدخل تبديل شد . در زيرزمينها تغييرى نداديم و زيرزمين و يك آبانبار به حال سابق خود باقى ماند . در سمت شمال اين حياط بناى سه قسمتى قديمى و آشپزخانهء سابق را بهم كوبيده يك فضاى شش ذرع و نيم عرض در نوزده ذرع طول حاضر كرديم كه پنج ذرع آن در غلاف عمارت سمت مغرب سابق الذكر واقع ميشد . در اين قسمت هم يك هشت مدخل عمارت و يك اطاق پنج و نيم در چهار و يك راهرو دو ذرع در پنج ذرع و يك تالار نه ذرع در پنج و نيم احداث كرديم كه بوسيلهء راهرو ساختمان سمت مغرب به اين قسمت وصل ميشد . در سمت مشرق بعرض همان هشت مدخل حياط ، يكرشته بناى يكطبقهء تنكهسازى داراى چهار اطاق جاى نوكر ساختيم . پلههاى سنگى و حوض و فوارهء آب جارى و همه چيز مطابق معمول زمان در آن پرداختيم . از اره و جرزهاى حياط هم با تراشهاى قالب بزرگ بمد زمان ساخته شد . در نجارى آن هم چه از حيث در و پنجره و يراق و چه از حيث